
من نمی فهمم که چرا بعضیا دوس دارن انقدر بالا بالا سیر کنن....چه الان که طبقه چارمم چه اون موقه که هشتم بودم یه خر زنبوره بود که من از ترسش این پنجره رو نمی تونستم باز کنم....چند روز پیش از سر غفلت پنجره رو باز کردم و ایشون امون ندادن....خودمو کشتم تا با خواهش و تمنا تشریفشون رو بردن....الان که هوا عالی شده باید از پشت شیشه حسرت بخورم....بابا انقدر این خره که خودشو می زنه به شیشه


